Part 2
کوک ویو
بعد از تمیز کردن دستم رفت واقعا دختر بی نظیری زنگ شدم به افرادم تا امارشو در بیارن رفتم خونه ولی هنوز تو فکرشم داشتم فکر میکردم چطور دوباره باهاش رو در رو بشم که به ایده ای به سرم زد تصمیم گرفتم دوباره تو راهش قرار بگیرم و به یه شام دعوتش کنم
جیمین : جونگ کوککککک
کوک: بله
جیمین: اطلاعات دختره رو پیدا کردم خیلی اطلاعات زیادی دربارش نبود اما پیدا کردم
کوک: آفرین حالا بگو
جیمین : خب اسمش ا،ت
کوک: اسمش هم مثل خودش زیباست( اروم)
جیمین : چی ؟
کوک : هیچی تو ادامه بده
جیمین : خب داشتم میگفتم مثل اینکه دورگه آمریکایی کره ای پدرو مادرش و از دست داده خیلی با خانوادش ارتباط نداره کله آدرس خونش هم .......... اینجاست دیگه اطلاعاتی ازش نیست
کوک : خب اکیه میتونی بری
ا،ت منتظر باش مال خودم میکنمت فقط صبر کن
بعد از تمیز کردن دستم رفت واقعا دختر بی نظیری زنگ شدم به افرادم تا امارشو در بیارن رفتم خونه ولی هنوز تو فکرشم داشتم فکر میکردم چطور دوباره باهاش رو در رو بشم که به ایده ای به سرم زد تصمیم گرفتم دوباره تو راهش قرار بگیرم و به یه شام دعوتش کنم
جیمین : جونگ کوککککک
کوک: بله
جیمین: اطلاعات دختره رو پیدا کردم خیلی اطلاعات زیادی دربارش نبود اما پیدا کردم
کوک: آفرین حالا بگو
جیمین : خب اسمش ا،ت
کوک: اسمش هم مثل خودش زیباست( اروم)
جیمین : چی ؟
کوک : هیچی تو ادامه بده
جیمین : خب داشتم میگفتم مثل اینکه دورگه آمریکایی کره ای پدرو مادرش و از دست داده خیلی با خانوادش ارتباط نداره کله آدرس خونش هم .......... اینجاست دیگه اطلاعاتی ازش نیست
کوک : خب اکیه میتونی بری
ا،ت منتظر باش مال خودم میکنمت فقط صبر کن
- ۷۸۲
- ۲۵ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط